کارخانه ی استارتاپ مدل جدیدی برای کارآفرینی


کارمان را با چند اسم آغاز کرده و بیان می کنیم که این اسم ها در واقع به عنوان مجموعه هایی برای مدل کسب و کاری به نام کارآفرینی موازی هستند که در سراسر جهان فعالند.تعریف این مدل کسب و کار با توجه اینکه چه کسی ازشما سوال می پرسد متغیر است و تعریف ثابتی برای آن دردسترس نیست.حال به اسامی زیر توجه کنید:


  • Startup factory
  • Venture builder
  • Startup studio
  • Startup foundry

ما در این مطلب به صحبت درباره ی کارخانه ی استارتاپ(startup factory) می پردازیم و آن را معرفی کرده و با کارآفرینی مقایسه می کنیم همچنین سعی خود را برای تصحیح اشتباهات رایج درباره این کارخانه خواهیم کرد.

ایده اصلی کارخانه استارتاپ، این است که گروهی از افراد توافق می کنند منابع را کنار هم جمع کرده و چندین استارت آپ بسازند. تعریف دیگری که می توان ارائه داد این است که افرادی که ایده‌های خوب دارند در قالب یک تیم استارت آپی در کارخانه گرد هم می آیند و در راستای رسیدن به نتیجه مطلوب فعالیت می‌کنند.

اغلب مردم کارخانه های استارتاپ را با مراکز رشد مجازی و شتاب دهنده اشتباه می گیرند. برخلاف مراکز رشد مجازی،  کارخانه های استارتاپ هیچ درخواستی از بنیانگذاران استارتاپ مبنی بر راهنمایی آنها و تاسیس استارتاپ دریافت نمی کند. کارخانه ها استارتاپ ها را خود با استفاده از منابع کنترل شده داخلی (به عنوان نمونه  تیم های توسعه خودشان) می سازند. با این وجود برخلاف کارآفرینان ، آنها استارت آپ های بسیار زیادی ایجاد می کنند.

بعد از شناخت کارخانه استارتاپ به این سوال می رسیم که چرا؟چرا کارخانه های استارتاپ اینگونه کار می کنند و اصول شکلگیری و نحوه ی کار این کارخانه ها چگونه است؟

کارخانه استارتاپ یک مدل تجاری است و این مدل تجاری دو قاعده اصلی دارد که با آنها آشنا خواهیم شد.


تخصص


 اولین قاعده ی اصلی کارخانه ی استارتاپ تخصص است. بسته به نوع کارخانه، این فرآیند از مرحله ایده پردازی آغاز می شود ، مرحله ای که تیم به طور متناوب با استفاده از ایده های استارتاپ که معمولاً از طریق یک روش از پیش تعیین شده مشخص شده اند ، به فرآیندی به نام آزمایش سریع منتقل شده و کار را شروع می کنند. کارخانه ی استارتاپ مراحل دیگری را نیز برای ایجاد یک استارتاپ پشت سر میگذارد که در این بخش فقط به اولین مرحله آن اشاره شده است.پس از طی مراحل بعدی سرانجام افراد حاضر در تیم با تست روند هایی که به صورت چندباره و مکرر انجام شده اند، روندهای ویژه ای در بهبود کارایی و اثربخشی هر مرحله از فرآیند کسب و کار ایجاد می کنند. به عبارت دیگر ، بر خلاف یک کارآفرین معمولی که در طول زندگی خود فقط یک یا دو بار شغلی ایجاد می کند ، کارخانه های استارتاپ به دلیل بهره مندی از حلقه های بازخورد سریع که از مصرف کنندگان بدست می آید می توانند استارتاپ های بهتری نسبت به کارآفرینان ایجاد کنند.


اشتراک گذاری


بعد از تخصص به اشتراک می رسیم با توجه به چیزی که تا الان گفته شد به این مفهوم می رسیم که کارخانه استارتاپ فرصتی را برای کارآفرینان فراهم می کند تا خطر را به حداقل برسانند و آن را با بقیه شرکا (بنیانگذاران دیگر حاضر در کارخانه) به اشتراک گذارند. شروع یک کار به صورت طبیعی مخاطره آمیز است ، خواه یک بار آن را انجام داده باشید یا چندین بار.بعضی از کارآفرینان این تفکر را دارند که چرا باید یک دهه و گاهی اوقات بیشتر از آن را صرف کاری کنند که هیچ تضمینی برای موفقیت آن وجود نداشته و حتی باعث از دست دادن پول و زمان نیز می شود.آنهایی که نمی خواهند با این تفکر در این مدل حضور پیدا کنند باید بدانند که در این مدل بیشترین و کمترین میزان خطر را با سایر کارآفرینان تقسیم می کند.



شرط زنده ماندن طرح‌ها و تیم‌ها


تیم‌ها باید قبل از استقرار در هر مکانی که قرار است محلی برای همکاری و تلاش برای رسیدن به یک ایده باشد دارای ویژگی‌هایی باشند؛ هر جایی قانونی دارد و قانون کارخانه هم همین است که تیم‌های مستقر در کارخانه باید یک سری ویژگی‌هایی داشته باشند. می توان ۴ سرمایه در اختیار استارت آپها قرار داد تا بتوانند ایده خود را به محصول تبدیل کنند و زنده بمانند. سرمایه مادی، سرمایه نمادین و اعتباری، سرمایه اجتماعی و سرمایه دانشی. عمدتاً تیم‌هایی زنده می‌مانند که به کار خود علاقمند هستند و آرزوی تحقق آن را با تلاش دارند.


چرا نیاز به وجود چنین کارخانه هایی داریم؟


در پاسخ می توان به نقل قول یکی از بنیانگذاران استارتاپ اشاره کرد:

وجود چنین مکانی که فضای خوب و با انرژی را در اختیار تیم‌ها قرار می‌دهد لازم است؛ ما با اینکه می‌توانیم به عنوان یک شرکت دانش بنیان در آپارتمان‌های مسکونی مستقر شویم باز هم اینجا را انتخاب کردیم چون این هم افزایی به ما انرژی می دهد.

دیگر بنیانگذاران تیم‌های استارت آپی هم وجود چنین مکانی را برای فعالیت تیم‌های جوان لازم می‌داند زیرا تا قبل از استقرار در کارخانه هر کدام از فارغ التحصیلان در خانه‌هایشان کار می‌کردند اما اکنون در قالب یک تیم علاوه بر فعالیت، خدمات نیز ارائه می‌دهند.

سوالی که ذهن هر فردی را می‌تواند درگیر کند این است که قبل از راه اندازی کارخانه های استارتاپ چگونه تیم‌های استارت آپی فعالیت می‌کردند؛ جالب است بدانیم که این تیم‌ها غالباً در مراکز رشد دانشگاه‌ها فعالیت می‌کردند که شبیه شتابدهنده ها بودند؛ ولی در حد شتابدهنده ها حمایت نمی‌کردند.یکی از مدیران کارخانه استارتاپ (کارخانه نوآوری) درباره این مورد بیان می کند که حمایت مراکز رشد از استارت اپها، تنها به اختصاص یک فضایی برای استقرار ختم می‌شد و مبلغی هم به عنوان سوبسید دریافت می‌کردند؛ اگر تیم شکست می‌خورد باید تیم استارت آپی پولی به مرکز رشد می‌پرداخت. معمولاً بخش خصوصی برای بخش خصوصی دل می‌سوزاند؛ این مراکز رشد که در دانشگاه‌ها بودند بخش دولتی محسوب می‌شدند از این رو می‌توان گفت تقریباً خیلی عملکرد مثبتی نداشته اند.


نتیجه گیری


همیشه وقتی صحبت از کارخانه می‌شود، وسایل و تجهیزاتی مثل چرخ دنده و ابزار و ماشین آلات سنگین به ذهن می‌آید اما اینجا خبری از این چیزها نیست. اینجا قرار نیست ابزارهای سنگین ببینیم و صدای به هم خوردن قطعات را بشنویم. خط تولید این کارخانه فکر و ایده جوانان است. ذهن انسان‌ها قرار است در بستر این کارخانه شکوفا و منجر به محصول شود. بعد از روبرو شدن با واژه ی کارخانه استارتاپ ،این واژه عجیب و غریب به نظر می رسد اما اگر به آن دقت کرده و به طور دقیق به دنبال فهمیدن معنای آن باشیم میفهمیم که محرک رفتاری پشت این کارخانه بسیار ساده است  و آن  به اشتراک گذاشتن ریسک است. همین رفتار است که باعث می شود چیزهای رایجی ایجاد شود که ما امروزه در دنیا با آنها روبرو شده و فهمیده و درک می کنیم .مانند بیمه و شراکت تجاری.

 استارتاپ ها به صورت ذاتی پر از فرصت ها و چالش ها و شکست ها و موفقیت هاهستند و چیزی که برای ما حائز اهمیت است این است که هرچقدر بیشتر از این فرصت ها و چالش های استارتاپ ها و کسب و کار های خود اشتغال استفاده کنیم ، به صورت طبیعی باعث ظهور روش های جدیدی در مدیریت خطرات کارآفرینی خواهیم شد همچنین مشاهده شده است که بنیان گذاران استارتاپ ها بعد از ایجاد کسب وکار خود به صورت یک مجموعه به هم پیوسته درآمده اند.لازم به ذکر است که به یاد داشته باشیم این نوع از مجموعه مدل های کسب و کار اینجاست که بماند و ماندگار شود.  برای همه ما نیز مهم است که در جهت کشف روشهایی که با استفاده از آنها مدیریت این شبکه ای که به طور ذاتی پیچیده از روابط است را بیاموزیم گام برداریم.


نمونه هایی از کارخانه های استارتاپ سرشناس و شناخته شده در جهان به شرح زیر هستند:


Rocket Internet – مدل های موفق تجارت خرده فروشی آنلاین را به بخش های دیگر دنیا منتقل و مستقر میکند ( به عنوان نمونه منتقل کردن استارتاپ های آمریکایی به اروپا). از استارتاپ های قابل توجه می توان  Zalando ، HelloFresh را نام برد.

کارخانه موسسان – توسط برنت هوبرمن و هنری لین فاکس به عنوان بخشی از مجموعه بزرگتر “بنیانگذاران” (بنیانگذاران هوش ، بنیانگذاران آینده و… ) راه اندازی شد که هم اکنون در انگلستان مستقر است.

Efounders –  استارتاپ های  Mailjet ، TextMaster ، PressKing ، Mention ، Front و Aircall  در پاریس راه اندازی کرده است.

IdeaLab – یکی از قدیمی ترین کارخانه های استارتاپ که در سال 1996 راه اندازی شده است. آنها از 70 شرکت ایجاد شده بیش از 30 خروجی موثر داشته اند به عبارت دیگر و از لحاظ آماری تقریبا نیمی از شرکت هایی که این کارخانه ایجاد کرده است به موفقیت رسیده و در حوزه خود کارآمد بوده اند.

Betaworks – در نیویورک سیتی مستقر است و سرمایه گذاریست که در مراحل اولیه به دو برابر سرمایه خود دست یافته است.


برای دسترسی به نسخه ی زبان انگلیسی مقاله بالا به آدرس زیر مراجعه کنید:

https://medium.com/@offdutyventures/startup-factory-a-new-model-to-entrepreneurship-663931416604